تعادل میان کار و زندگی و 7 استراتژی طلایی


تاریخ ارسال :

۱۷ دي ۱۳۹۸

تعادل میان کار و زندگی و 7 استراتژی طلایی

فرصت امروز- مترجم: علی آل علی



چگونه میان کار و زندگی شخصی تعادل ایجاد کنیم؟

فعالیت در دنیای کسب و کار بخش قابل توجهی از زندگی روزمره ما را تشکیل می دهد. بسیاری از افراد پس از یک روز کاری سخت و دشوار به دنبال آرامش هستند. به هر حال همه ما در تلاش برای کار و فعالیت به منظور زندگی بهتر هستیم. یکی از نکات عجیب در این میان تمایل بالای برخی از افراد به ادامه روند کاری پس از پایان ساعت مقرر است. به این ترتیب شاید آنها در خانه باشند، اما همچنان در حال ادامه فعالیت کاری هستند. براساس آمار موسسه Career Builder بیش از 45درصد از کارمندان در ساعت های غیرکاری نیز مشغول پرداختن به مسائل کسب و کار و شرکت هستند. شاید در نگاه نخست این پدیده عجیب فقط مخصوص ایالات متحده باشد، اما اعتیاد به کار در بسیاری از کشورهای دیگر نظیر فرانسه و ژاپن نیز رایج است. این امر حتی با تعیین ساعت های کاری مشخص نیز برای برخی از افراد قابل حل و فصل نشده است.

بدون تردید همه ما نیازمند تعادل میان کار روزمره و زندگی مان هستیم. جوئل گاه، جفری پفیفر و استفانوس زنیوس، استادهای دانشگاه استنفورد، در پژوهشی جامع ارتباط میان کار بیش از حد و میزان صدمه به سلامتی افراد و حتی مرگ و میر را نشان داده اند. بر این اساس سالانه 120 هزار مرگ و بین 5 تا 8درصد کل هزینه های درمانی در دنیا براساس کار بیش از حد افراد صورت می گیرد. این امر علاوه بر صدمه به سلامت افراد موجب بروز مشکلات خانوادگی نیز می شود، بنابراین حل و فصل این بحران به صورت کلی هدف اصلی بسیاری از کارشناس های کسب و کار و مشاورهای حرفه ای است.

تعادل میان کار و زندگی

شاید در مقام توصیه ادعای ضرورت ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و کار ساده باشد، با این حال در مرحله عمل دشواری های بسیار زیادی پیش روی افراد قرار دارد. یکی از توصیه های اصلی در این زمینه تلاش برای کاهش استرس های مربوط به محیط کار و استفاده بهینه از تعطیلات آخر هفته برای بازیابی روحیه از دست رفته است. امروزه بسیاری از افراد حرفه ای در زمینه کسب و کار نسبت به استراحت و توجه به زندگی شخصی بی توجه هستند. همین امر مشکلات بسیار زیادی برای آنها به ارمغان می آورد. انسان ها مانند ماشین های خودکار توانایی کار بی وقفه ندارند. به همین خاطر استراحت و تلاش برای بازیابی روحیه عنصر اصلی در فعالیت روزمره ما محسوب می شود.

بدون تردید افراد باید تمایل به استفاده از تعطیلات یا مرخصی های استاندارد در طول ماه را داشته باشند. براساس مطالعه موسسه Project Time نزدیک به نیمی از کارمندان در ایالات متحده و کانادا علاقه ای به استفاده از تعطیلات ندارند. این امر پدیده اعتیاد به کار را مطرح می کند. بر این اساس یکی از مشکلات اصلی مدیران کسب و کارها اطمینان از وضعیت روحی و جسمی مناسب کارمندان خواهد بود. اگرچه کارمندان در محور اصلی بحث قرار دارند، اما سایر فعال های حوزه کسب و کار مانند مدیران نیز در معرض اعتیاد به شغل قرار دارند بنابراین ما با مشکل بزرگی مواجه هستیم.

مطلب مرتبط: ایجاد توازن میان کار و زندگی، سخت اما شدنی

هدف اصلی این مقاله بررسی برخی از راهکارهای مناسب برای ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و کار روزمره است. بدون شک توجه بیش از اندازه به کار موجب نارضایتی اعضای خانواده و بروز مشکلات فراوان در زندگی شخصی خواهد شد. هیچ کارآفرین یا کارمندی توانایی ارائه عملکرد مناسب در زمان مواجهه با مشکلات فراوان را ندارد، بنابراین استراتژی ما باید کاهش مشکلات پیش روی تا حد ممکن باشد. در غیر این صورت شاید به صورت ناگهانی با مشکلاتی مانند حمله عصبی یا انواع سکته مواجه شویم.

ماتریکس تعادل میان کار و زندگی

تعادل میان کار و زندگی برای هر فردی حالت منحصر به فردی دارد. بدون شک هر کدام از ما در موقعیت منحصر به فردی قرار داریم. این امر موجب ضرورت شخصی سازی هر برنامه را ایجاد می کند. هر کدام از ما باید با توجه به علایق شخصی و وضعیت کاری مان اقدام به ایجاد تعادل در کار و زندگی شخصی کنیم.

نکته مهم درخصوص ایجاد تعادل میان زندگی و کار امکان استفاده از برخی توصیه های عمومی است. ابتدا باید به وزن هر کدام از عناصر موجود در زندگی مان پی ببریم. سپس امکان برنامه ریزی مناسب برای ایجاد تعادل وجود خواهد داشت. وقتی صحبت از ایجاد تعادل می شود، بسیاری از افراد حالت برابر (50-50) میان کار و زندگی را تصور می کنند. این امر همیشه درست نیست. گاهی اوقات افراد نیازمند وضعیت های متفاوتی هستند. بنابراین ایجاد تعادل برای هر فرد بسته به موقعیت شخصی اش متفاوت خواهد بود.

توصیه من در این بخش ایجاد ماتریکسی کاربردی برای فهم وضعیت زندگی مان است. به این ترتیب در صورت بروز هرگونه کاستی امکان رفع آن وجود خواهد داشت. گام نخست ترسیم یک جدول است. در این جدول باید برای تمام بخش های مهم زندگی ما جای به خصوصی قرار دهیم. سپس میزان رضایت مان در سطح فعلی و وزن آن بر روی زندگی مان را ارزیابی خواهیم کرد. رعایت صداقت در این بخش موردنیاز خواهد بود. پس از تعیین وزن هر بخش در زندگی مان باید به سراغ میزان رضایت مان از آن برویم. در نهایت با گرفتن میانگین رضایت مان از کل زندگی امکان داوری درباره وضعیت مان وجود خواهد داشت. در یک جدول نمونه من پنج بخش مختلف را مدنظر قرار داده ام. این بخش ها شامل خانواده، شغل، تفریحات، مراسم های عمومی و تحصیلات است. میانگین کل رضایت من از تمام المان های مذکور 81.25 بود. بر این اساس من نزدیک به 20درصد نارضایتی از زندگی ام دارم. متاسفانه بسیاری از افراد در این ماتریکس نمره های بسیار پایین مانند 30 یا 40درصد رضایت کسب می کنند. به این ترتیب اقدام فوری برای بهبود وضعیت زندگی از سوی آنها ضروری خواهد بود. در ادامه ما برخی از مهم ترین اقدامات در راستای بهبود وضعیت زندگی شخصی و تعادل آن با کار حرفه ای را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

7 استراتژی برای ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی

نخستین نکته در زمینه ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و کار فهم عدم تعادل در این زمینه است. بسیاری از افراد هرگز این نکته مهم را مدنظر قرار نمی دهند. به این ترتیب همیشه توصیه دیگران مبنی بر ضرورت توجه بیشتر به زندگی شخصی را نادیده می گیرند. استفاده از ماتریکس مورد بحث در بخش قبلی نقش مهمی در ایجاد باور به عدم تعادل در افراد دارد بنابراین ابتدا به ماتریکس بخش قبلی مراجعه کنید. این امر به ما فرصت توجه بیشتر به وضعیت جاری زندگی مان را خواهد داد. پس از فهم نیاز به تغییر وضعیت جاری استفاده از برخی استراتژی های مورد بحث در بخش بعدی مفید خواهد بود.

1. به کارهای پیش پا افتاده نه بگویید

همه ما مایل به حضور در تیم شرکت هستیم. کار گروهی در تمام افراد احساس مناسبی ایجاد می کند، بنابراین پذیرش انواع کارهای موجود ایده اصلی بسیاری از کارمندان یا مدیران محسوب می شود. نکته مهم در این میان تاثیر بسیار پایین برخی از پروژه ها بر روی نتیجه نهایی تیم است. به این ترتیب حضور ما در آن پروژه به جز اتلاف وقت نتیجه دیگری در پی ندارد. متاسفانه بسیاری از افراد حتی پس از آگاهی از تاثیر اندک پروژه ای که بر روی آن کار می کنند، بازهم حاضر به ترک آن نیستند. این پروژه ها به طور معمول در کنار کار روزمره کارمندان به آنها تحویل داده می شود، بنابراین مشاهده تلاش برای ساماندهی امور حتی در خانه نیز امری رایج برای این افراد خواهد بود. توصیه من در این بخش تمرین بر روی مهارت «نه گفتن» به دیگران است. ما نیازی به قبول تمام پیشنهادهای همکاری یا حضور در تمام پروژه ها نداریم. این امر فقط موجب برهم خوردن نظم زندگی ما خواهد شد بنابراین گاهی اوقات باید پاسخ های منفی به دیگران بدهیم.

نکته مهم در اینجا ضرورت کسب احساس خوشایند در پی فعالیت در شرکت است. اگر ما در طول سال های اخیر احساس مناسبی از جایگاه مان نداریم، باید اقدام به تغییر وضعیت مان کنیم. ادامه فعالیت در بخشی که موجب اذیت ما می شود، تاثیر منفی بر روی تمام بخش های زندگی مان خواهد داشت. امروزه شرکت های بزرگ از تغییر حوزه فعالیت کارمندان در صورت ارائه دلایل قانع کننده استقبال خواهند کرد. توصیه من در این بخش بسیار ساده است: اگر پروژه یا نقش فعلی تان در شرکت موجب اذیت تان می شود، آن را رها کنید. فقط در این صورت امکان فعالیت بهتر برای شما فراهم خواهد شد. متاسفانه بسیاری از افراد حتی در صورت وجود امکان برای بهبود وضعیت کاری شان اقدام به استفاده از آن نمی کنند. این امر موجب تاثیر منفی بر روی زندگی شخصی و کاری شان می شود. در نهایت نیز با بروز چالش های اساسی در هر کدام از آنها توان ذهنی شان از بین خواهد رفت.

 مرتبط: 5 گام ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی

من سال گذشته در کنار فعالیت در حوزه کسب و کار اقدام به شرکت در کلاس تئاتر و همکاری برای یک نمایش در سالن تئاتر محله مان کردم. این امر هیجان بسیار زیادی داشت. تعامل نزدیک با همسایه ها و تمرین های شاد بر روی روحیه تمام افراد تاثیر مثبتی داشت. تنها نکته منفی در این میان برنامه کاری نامناسب من بود. به این ترتیب گاهی اوقات من مجبور به اضافه کاری در شرکت بودم. این امر تمام برنامه های شخصی ام برای حضور در برنامه تئاتر را تحت تاثیر قرار داد. بدون تردید بسیاری از افراد در چنین شرایطی قید حضور در کلاس های تئاتر را می زنند، اما من به دنبال راهکاری برای ایجاد تعادل میان هر دو بخش زندگی ام بودم. به همین خاطر اقدام به صحبت تلفنی با کارگردان تئاتر محلی کردم. وقتی مشکلاتم را با وی در میان گذاشتم، وی به من برنامه ویژه ای ترتیب داد. به این ترتیب من در پایان روز کاری از طریق ایمیل وظایفم را دریافت می کردم. در پایان هفته نیز در جلسه عمومی اعضای تئاتر با آمادگی بیشتر حاضر می شدم. گاهی اوقات مشکلات ما در عرصه کار و زندگی شخصی راه حل های بسیار ساده ای دارد. نکته مهم در این میان ضرورت اقدام برای یافتن راهکار مناسب است. در غیر این صورت ما حتی امکان ادامه فعالیت موثر در زمینه کسب و کار را نیز نخواهیم داشت. بدون شک هیچ شرکتی تمایل به کارمندی که به طور مداوم به فکر زندگی شخصی اش است، ندارد.

2. خداحافظی با انجام چند کار همزمان

یکی از عادت های نامناسب کارمندان تلاش برای ساماندهی چند کار متفاوت در کنار هم است. این امر گاهی ناشی از دیدگاه مدیریتی نامناسب نیز می شود. به این ترتیب برخی از مدیران در تلاش برای افزایش کارآمدی تیم شان در عمل وظایف هر کارمند را بیش از هر زمان دیگری افزایش می دهند.

براساس مطالعه موسسه Science Daily بسیاری از کارمندان انجام چند کار همزمان را دارای تاثیر مثبت بر روی کارآمدی نهایی شان می دانند. این امر شاید در ابتدا بسیار جذاب به نظر برسد، اما انطباق اندکی با واقعیت دارد. حقیقت ماجرا کاهش 40درصدی کارآمدی افراد در پی انجام چند کار به طور همزمان است. به این ترتیب ما باید به دنبال راهکاری برای ایجاد زمان مناسب به منظور ساماندهی هر کار به صورت مجزا باشیم. در غیر این صورت کاهش میزان تاثیرگذاری امری طبیعی خواهد بود.

یکی از تکنیک های مناسب برای پرهیز از کاهش کارآمدی تقسیم پروژه های بزرگ به بخش های کوچک تر است. به این ترتیب ما فرصت انجام کارهای شبیه به هم در زمانی واحد را خواهیم داشت. سایر کارها را می توان در زمانی دیگر ساماندهی کرد. نکته مهم در این بخش تقویت مهارت زمانبندی است. فقط در این صورت امکان برنامه ریزی مناسب برای تمام کارها فراهم خواهد شد.

3. تقسیم پروژه های سنگین به برنامه های قابل دستیابی

برخی از طرح ها در دنیای کسب و کار بسیار بلندپروازانه هستند. این امر موجب دشواری در زمینه دستیابی به آنها می شود. کارمندان در صورت تلاش برای دستیابی به اهدافی غیرواقع بینانه تمام توان و بودجه موجود شرکت را اتلاف خواهند کرد. وظیفه اصلی تیم مدیریتی تعریف دستور کار مناسب برای کارمندان است. اگر تیم مدیریتی به این نکته مهم توجه نداشته باشد، امکان ساماندهی امور دشوار خواهد شد. متاسفانه امروزه برخی از افراد به جای تمرکز بر روی بهبود وضعیت شرکت از طریق تعریف برنامه های درست اقدام به رویاپردازی می کنند. همکاری با مشاور کسب و کار در چنین موقعیت هایی بهترین استراتژی ممکن خواهد بود. به این ترتیب شرکت ما دیگر دچار رویاپردازی و تعیین اهداف غیرواقعی نخواهد شد.

4. تعیین ملاقات های تاثیرگذار

بسیاری از افراد تشکیل جلسه هفتگی برای تصمیم گیری درباره پروژه های در دسترس را غیرضروری عنوان می کنند و تلاش چنین افرادی بیشتر معطوف به پیشبرد دقیق کارهاست. به این ترتیب جایی برای ملاقات با سایر اعضای تیم و تعیین برنامه های تازه باقی نمی ماند. در نگاه نخست بسیاری از جلسات کاری بدون هیچ گونه نتیجه مشخص به پایان می رسد. دلیل این امر تا حد زیادی عدم آمادگی افراد حاضر در جلسه است. ما باید با اهداف مشخصی در جلسه حاضر شویم. این امر نیازمند اختصاص وقت مناسب برای تدوین برنامه ها و نکات مهم برای طرح در جلسه است. اگر ما بدون پیش زمینه در جلسه حاضر شویم، دیگر امکان بهره برداری مناسب از آن را نخواهیم داشت.

مطلب مرتبط: حفظ تعادل میان کار و خانواده

جلسات بی فایده بسیاری از وقت کارمندان را تلف می کند. تیم های مدیریتی بدون داشتن برنامه ای منسجم برای این دیدارها صرف برگزاری شان را رضایت بخش می دانند. به این ترتیب علاوه بر زمان کارمندان بودجه شرکت نیز به هدر می رود. توصیه من در این بخش تعریف اهداف و شاخص های اصلی بحث هر هفته است. به این ترتیب کارمندان با آمادگی بیشتر در جلسه حاضر خواهند شد. فقط در این صورت ما امکان تاثیرگذاری بهتر بر روی پروژه های در دست بررسی و تعیین اهداف بهتر برای آنها خواهیم بود.

مشاهده وضعیت پروژه های قبلی و عیب یابی آنها یکی از وظایف اصلی تیم مدیریتی محسوب می شود. اگر ما در تیم شرکت به عنوان مسئول اصلی مشغول به فعالیت هستیم، باید نسبت به عیب یابی پروژه های قبلی اقدام کنیم. بسیاری از شرکت ها به طور مداوم اشتباهات قبلی را تکرار می کنند. ما با شناسایی اشتباهات قبلی امکان جلوگیری از بروز دوباره آنها را خواهیم داشت.

کارمندان به عنوان اصلی ترین نیروی شرکت ها باید به فکر تعادل زندگی و کارشان باشند. گاهی اوقات اطلاع رسانی درباره تداخل برخی از برنامه های کاری با زندگی شخصی بر روی مدیران شرکت تاثیر خواهد گذاشت. به این ترتیب امکان بهبود وضعیت کاری فراهم می شود. متاسفانه برخی از کارمندان احساس مطلوبی در قبال بیان مستقیم دیدگاه ها و نارضایتی شان ندارند. به این ترتیب تیم مدیریتی به سختی از مشکل پیش روی آگاه خواهد شد.

5. ایجاد جدول اهداف

یکی از تکنیک های قدیمی برای دستیابی بهتر به تعادل در زندگی شخصی و کار روزمره تعیین جدول اهداف است. به این ترتیب ما پس از درج تمام اهداف مان بر روی این جدول امکان برنامه ریزی برای روزمان را خواهیم داشت. متاسفانه برخی از افراد نسبت به این امر توجه کافی ندارند. به این ترتیب تمام اهداف و برنامه های آنها در کنار هم پیگیری می شود. نکته مهم درخصوص اهداف زندگی شخصی عدم آشکاری شان مانند اهداف کاری است. به این ترتیب شاید بسیاری از اهداف کاری مورد بی توجهی دائمی قرار گیرد. این امر نارضایتی اعضای خانواده و بسیاری مشکلات دیگر را به همراه دارد. توصیه من در این بخش ایجاد جدول اهداف در ابتدای هر ماه است. در پایان ماه نیز در صورت ناتوانی در زمینه دستیابی به هر کدام از اهداف باید تغییری نسبی در برنامه مان ایجاد کنیم. فقط در این صورت امکان برنامه ریزی مناسب برای تمام بخش های زندگی فراهم خواهد شد.

کارآفرینان موفق همیشه برنامه های دقیقی برای زندگی شخصی و کار حرفه ای شان دارند. به این ترتیب کمتر زمانی از هر کدام از اینها غفلت خواهند کرد. اغلب ما داستان هایی درباره زندگی شخصی پرهیجان و جذاب کارآفرینان برتر شنیده ایم. اینکه آنها چطور میان فعالیت پرفشار روزمره و تلاش برای ایجاد زندگی شخصی منسجم تعادل ایجاد می کنند، هرگز پاسخ مناسبی در دنیای کسب و کار دریافت نکرده است. پاسخ من به این پرسش اساسی ایجاد جدول اهداف است.

6. ارزیابی برنامه روزانه

اغلب شرکت ها در بازه های زمانی مشخص نیازمند کار بیشتر کارمندان هستند. به این ترتیب اضافه کاری های متعدد در مناسبت های مهم یا روزهای منتهی به سال جدید طبیعی خواهد بود. یکی از تکنیک های مهم در این بخش تلاش برای مذاکره با تیم مدیریتی در راستای دورکاری است. ما همیشه نیازمند حضور در دفتر شرکت نیستیم. برخی از کارها امکان ساماندهی از راه دور نیز دارد، بنابراین اصرار به حضور در محیط شرکت بی فایده خواهد بود.

نگرانی اصلی مدیران در زمینه دورکاری کارمندان کاهش کارایی و تاثیرگذاری جاری آنهاست. به این ترتیب ما باید نسبت به حفظ سطح کارایی مطلوب مان به صاحبان شرکت اطمینان دهیم. در غیر این صورت هرگز با درخواست ما موافقت نخواهد شد.

اگر دورکاری ما مورد تایید تیم مدیریتی قرار نگرفت، باید به سراغ تکنیک دیگری برویم. این تکنیک شامل ایجاد برنامه ای منسجم برای کار روزمره مان است. به این ترتیب در پایان روز باید برنامه موردنظر را ارزیابی کرد. اگر دستیابی به اهداف کاری موجب ایجاد اخلال در برنامه زندگی مان شد، باید نسبت به تغییر آن اقدام کنیم. گفت وگو با مدیران شرکت درباره تاثیر این کار بیش از حد بر روی وضعیت زندگی شخصی مان یکی دیگر از ضرورت های اصلی محسوب می شود. مدیران همیشه در صورت اطلاع از مشکلات ما تمایل به سازگاری بیشتری نشان خواهند داد.

مطلب مرتبط: تعادل میان کار و زندگی

7. زمانی برای خودمان

بدون تردید اغلب افراد در طول روز به سختی کار می کنند. این امر به معنای کار دشوار یا بیش از حد سنگین نیست. منظور اصلی من تلاش برای تحویل کارها به بهترین صورت و ارتقای سازمانی است. پس از فعالیت دشوار در طول روز همه ما شایستگی بهره مندی از زندگی مطلوب و آرام را داریم. تمام هدف این مقاله ترغیب افراد به سوی ایجاد مدت زمانی مشخص در طول روز برای خودشان بود. به این ترتیب تعادل مناسب میان زندگی شخصی و کار ایجاد می شود. بسیاری از افراد در عمل فقط به فکر کار روزمره هستند. توصیه من برای این افراد فاصله گرفتن از کار دشوار در طول روز دست کم برای چند دقیقه است. این امر به خوبی امکان مشاهده امور به صورتی دیگر را فراهم خواهد کرد. نتیجه این امر توجه بیشتر به اهمیت تعادل میان زندگی و کار روزانه است. فقط در این صورت ما روند مناسب مان در محل کار را حفظ خواهیم کرد.

 

روابط عمومی و امور بین الملل شرکت خدمات حمایتی کشاورزی