جزئیات مقاله

دنیای اقتصاد- مترجم: مریم رضایی

منبع: World Economic Forum : شرکت‌های جهانی بزرگ در سال‌های اخیر نیاز به نوآوری و رشد سریع را درک کرده‌اند تا بتوانند در بازار دوام بیاورند و رقابت کنند. رسیدن به این درک باعث رشد اکوسیستم شرکتی شده و مجموعه‌ای متغیر از مشارکت‌ها، اتحادها و همکاری‌ها را ایجاد کرده که شرکت‌ها را در معرض ایده‌های تازه قرار می‌دهد، هزینه امتحان کردن چیزهای جدید را به حداقل می‌رساند و به آنها امکان می‌دهد وارد عمل شوند و یاد بگیرند.

اکوسیستم‌هایی که برای شرکت‌های کوچک و متوسط (SMEها) وجود دارد به کندی شکل گرفته‌اند و حالا وقت آن رسیده که به چشم بیایند.  جیمز مور، استراتژیست معروف، اولین شخصی بود که با طلوع «عصر اینترنت» به شباهت‌های بین دنیای طبیعی (جایی که ارگانیسم‌های زنده با یکدیگر و با عواملی که در محیط‌شان قرار دارد در تعامل هستند) و آنچه در دنیای کسب‌وکار اتفاق می‌افتد، اشاره کرد.  مور در سال ۱۹۹۳ در مجله HBR نوشت که شرکت‌ها با پیوستن به یک اکوسیستم کسب‌وکار، می‌توانند با هم رشد و نوآوری داشته باشند. «کسب‌وکارهایی موفق هستند که به سرعت و به‌طور موثر به تکامل می‌رسند. با این حال، کسب‌وکارهای نوآورانه نمی‌توانند در خلأ به این رشد و تکامل برسند. آنها باید منابع مختلف را جذب کنند و سرمایه، شرکا، تامین‌کنندگان و مشتریان را برای ایجاد شبکه‌های همکاری، به کار بگیرند

رهبران کسب‌وکار امروزی، اهمیت اکوسیستم را به‌عنوان ابزار ایجاد ارزش در آینده قبول دارند. بر اساس مطالعه‌ای که شرکت مشاوره مدیریت Accenture در سال ۲۰۱۷ انجام داده، بیش از ۹۷ درصد شرکت‌های بزرگ می‌گویند مدل‌های کسب‌وکار آینده، درون اکوسیستم‌ها ایجاد خواهد شد.

کسب‌وکارهای کوچک اکوسیستم‌های خاص خودشان را می‌خواهند. آنها به محصولات، خدمات، شرکا و همکارانی نیاز دارند که سفر دیجیتال آنها را سرعت ببخشند؛ به آنها در ورود به بازارهای جدید کمک کنند؛ امکان به‌‌کارگیری داده‌ها را به آنها بدهند و رقابت‌پذیری آنها را تشدید کنند.  کسب‌وکارهای بزرگ در شکار این بنگاه‌های کوچک تکنولوژی‌محور که اصطلاحا به آنها «تک‌شاخ» می‌گویند، بی‌رحمانه برخورد می‌کنند، چون این تک‌شاخ‌ها ارزش فوق‌العاده‌ای برای اکوسیستم‌های آنها دارند. این موضوع به ویژه در بازارهای نوظهور درست است.  در آفریقا، جایی که SMEها عامل ۸۰ درصد ایجاد مشاغل هستند و ۹۰ درصد کل شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند، متاسفانه چرخه عمر بیشتر کسب‌وکارهای کوچک کوتاه است. شرکت‌های بزرگ‌تر و دولت‌ها کمک زیادی به آنها نمی‌کنند تا اکوسیستم‌های خودشان را تشکیل دهند و این کسب‌وکارهای کوچک به سرعت از بین می‌روند. البته این شرایط به آرامی در حال تغییر است. اکوسیستم SME در قلب یک سری اقدامات کاملا جدید قرار گرفته است. مثلا «مرجع پولی سنگاپور» یک قطب دوگانه برای راهکارها و داده‌های کسب‌وکار ایجاد کرده که از هوش مصنوعی و دیگر قابلیت‌ها برای کمک به تحول دیجیتال

 SMEها بهره می‌گیرد. شرکت‌های مسترکارت، SAP و...، در این پروژه مشارکت می‌کنند.

«صندوق ملی» ۵/ ۶ میلیارد دلاری کویت هم سرمایه در اختیار استارت‌‌آپ‌ها قرار می‌دهد و هم SMEهای جوان را راهنمایی می‌کند تا ایده‌های آنها تحلیل و کشف شود که چه چیزی آنها را وارد بازار می‌کند.  به‌طور مشابه، عربستان سعودی شبکه‌ای از مراکز نوآوری، پلت‌فرم‌های کارآفرینی، انکوباتورها، شتاب‌دهنده‌ها و فضاهای همکاری مشترک را فراهم کرده تا رشد و تشکیل SMEها بیشتر شود.  مقامات پاکستانی اخیرا رشد SMEها و پشتیبانی از اکوسیستم آنها را به‌عنوان یکی از اولویت‌های اقتصادی برتر، شناسایی کرده‌اند.  از سوی دیگر، در کشورهای پیشرفته مثل دانمارک، SMEهای محلی به شرکت‌های بزرگ‌تر معرفی می‌شوند تا بتوانند در بازارهای جهانی فروش داشته باشند. به‌عنوان مثال، برنامه SheTrades که از سوی مرکز تجارت بین‌الملل واقع در ژنو راه‌اندازی شده، قصد دارد ۳ میلیون کارآفرین زن را تا سال ۲۰۲۱ به کسب‌وکارهای کوچکی که مالکان زن دارند، ارتباط دهد.

حتی SMEهای پیچیده و تکنولوژی‌‌محور به دلیل عدم دسترسی به تجزیه و تحلیل مقرون به صرفه داده، از ادامه کار منصرف شده‌اند. البته این روزها برنامه‌ها و الگوریتم‌های یادگیری ماشینی که استفاده از آنها بسیار ساده است، به راحتی در اختیار SMEها قرار می‌گیرد.

در هند، تولیدکنندگان کوچک حالا می‌توانند از یک پلت‌فرم ابری برای تجزیه و تحلیل کارآیی ماشین‌آلات کارخانه‌ای استفاده کرده و تحول دیجیتال خود را آغاز کنند.    در نیوزیلند، اسپانیا، آلمان و استرالیا، بانک‌ها همان خدماتی را که به مشتریان شرکتی بزرگ می‌دهند، در اختیار SMEها هم می‌گذارند؛ خدماتی مثل مشاوره، مدیریت مالی، بینش استراتژیک و ابزارهای پیش‌بینی. کارشناسان می‌گویند اکوسیستم‌ها به واسطه همکاری طیف گسترده‌ای از بازیگران مختلف مثل استارت‌آپ‌ها، شرکت‌ها، پلت‌فرم‌ها، سرویس‌دهندگان، مشاوران، قطب‌های تحقیقاتی و... ظهور می‌کنند تا یکسری مشکلات رایج را حل کنند. از نظر این کارشناسان، ایجاد یک اکوسیستم، روشی برای خلق چارچوبی ساختاربندی شده در میان سروصداها و پیچیدگی‌های تحول دیجیتال است. این یک فرآیند تسریع اجتماعی است که برای غلبه بر محدودیت‌های سازمانی در سرعت، تخصص، استعداد، تکنولوژی و انعطاف‌پذیری، طراحی شده است.  مدیریت این اکوسیستم در بسیاری از شرکت‌های بزرگ سخت است و نوعی کشش اجتماعی و فرهنگی دردناک است که می‌گوید سازمان‌های بزرگ باید آزادی، همکاری و نوآوری خلاقانه را در یک شبکه ارائه دهند. تنها اقلیت بسیار کوچکی از سازمان‌هایی که در نظرسنجی Accenture حضور داشتند، معتقدند فرهنگ شرکتی آنها آماده این نوع همکاری است.

اکوسیستم‌هایی که شرکت‌های بزرگ و SMEها را به هم مرتبط می‌کنند، برای هر دو اینها خوب هستند. SMEها علاوه بر گرد هم آوردن ایده‌ها و انرژی، ولعی دارند که اغلب در شرکت‌های بزرگ دیده نمی‌شود. همچنین آنها تمایل دارند مسائل اثبات شده و فعالیت‌های پذیرفته شده را زیر سوال ببرند و به چالش بکشند.

همچنین در بازارهای نوظهور، SMEها می‌توانند ارزشمندترین شرکای اکوسیستم باشند. دلیل آن این است بازیگرانی که در یک جامعه محلی رشد کرده‌اند، اغلب نگرانی زیادی در مورد حفظ سهم بازار دارند. بیشتر بازارهای نوظهور، اشتهای سیری‌ناپذیری برای مدل‌های کسب‌وکار جدید دارند. آنها دوست دارند به سرعت تکنولوژی را به کار بگیرند و به منبعی از استعدادهای جوان تبدیل شوند. همه این عوامل برای اکوسیستم‌های موفق و دینامیک ضروری هستند؛ یعنی اکوسیستم‌هایی که ارزش ایجاد می‌کنند.

بنابراین، دفعه بعدی که اکوسیستم خود را به دقت بررسی می‌کنید، ببینید آیا می‌توانید خلأها را پر کنید یا نه.

 

روابط عمومی و امور بین الملل شرکت خدمات حمایتی کشاورزی